معرفی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش

اثر ژوزه ساراماگو از انتشارات هاشمی - مترجم: عباس پژمان-ادبیات پرتغال

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 7 شهریور 1396
سال: 1936. اروپا رقص می کند در حالی که یک دیکتاتور مزدور خود را در پرتغال تاسیس می کند. شهر: لیسبون - خاکستری، بی رنگ، کروی. ریکاردو رییس، یک دکتر و شاعر، پس از شانزده سال در برزیل، به خانه آمده است.



خرید اینترنتی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
معرفی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
جستجوی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش در گودریدز

معرفی کتاب سال مرگ ریکاردو ریش از نگاه کاربران
این از دانش عمومی است که من ساراماگو را دوست دارم، او احتمالا نویسنده مورد علاقه من است. با این حال، این کتاب بیش از حد برای من است. یا من برای او خیلی کوچک است ما باید یک یا دو سال دیگر دوباره دیدار کنیم. من امیدوارم که او igual.Espero است من بیشتر sábia. \"من همیشه زندگی تنها، TAMBA © من M، اما تنهایی £ £ درجه نمونه à © زندگی می کنند تنها، تنهایی £ درجه à © در £ قادر بودن ساخت این شرکت الگوا © متر و یا چیزی está در از ما، تنهایی £ £ درجه نمونه à © یکی árvore میان planÃcie فقط در آن است، à ¢ © دهانه نمونه بین شیره عمیق است و پوست بین برگ و ریشه است.

مشاهده لینک اصلی
اولین کتاب من از ژوزلویتو ساراماگو 1998 برنده جایزه نوبل برای ادبیات بود. ریکاردو ریس، شاعر و پزشک متولد سالهای متمادی، پانزده سال پیش برای ریودوژانیرو (برزیل) را ترک کرد اما تصمیم گرفت پس از یادگیری در مورد مرگ از دوست خود، شاعر فرناندو Pessoa. در لیسبون، او در یک هتل باقی ماند و یک خدمتکار محترم به نام لیدیا ملاقات کرد. آنها یک رابطه را شروع کردند. بعد از تمیز کردن اتاق او، لیدیا او را نیز پاک می کند، با استفاده از آب های طبیعی خود را به عنوان آب و بدن او به عنوان یک مگس. مستاجرین حاد هتل نیز Marcenda اشراف و وکیل او بودند. آنها ظاهرا از لیسبون دیدن می کنند تا درمان پزشکی Marcendas را دست چپ را فلج کند اما هدف پدران او این است که معشوقه اش را در شهر ببیند. ریکاردو رایس و مارسندا تقریبا به حال یک رابطه داشتند، او حتی یک بار ازدواج خود را با او پیشنهاد کرد (چیزی که او هرگز به لیدیا انجام نداد)، اما همه آنها موفق به انجام برخی از عمل لای چند بار شد. یکی دیگر از بازدید کنندگان رایکرو ریس فرناندو Pessoa . شما ممکن است بپرسید چرا، زمانی که دوم، به عنوان در روایت بالا بود، قرار بود در حال حاضر درگذشت. خوب، او یک روح بود. Senor Pessoa، با این حال، انکار می کند که او یک روح است. او گفت، ارواح از دنیای دیگری آمده است، اما او تنها از گورستانی است که در آن به خاک سپرده شده است. در نهایت، ریکاردو رییس هتل را ترک می کند و یک آپارتمان را اجاره می دهد. لیدیا او را به آنجا می برد، از فعالیت هتل او شکسته می شود و کارهای تمیزکاری خود را برای ریکاردو رییس ادامه می دهد. او باردار می شود هیتلر و موسولینی قدرت را به دست می آورند، جنگ های داخلی در اسپانیا نزدیک می شوند و ریکاردو ریس افکار زیادی در مورد دین، جنگ، شعر، مرگ، کودک و پرتغال دارد. وقتی چشمانم این رمان را خواندم مغزم پشت سر آنها ایستاد شانه و گاهی اوقات از او چه می گویند؟ (علامت سوال را بهتر حذف کنید، این رمان سؤالات زیادی از شخصیت هایش داشت اما Joselito Saramago هرگز از یک علامت سوال استفاده نمی کرد). مثل وقتی که ریکاردو رییس یک شعر از خود، درباره تفکر و احساسش را بازبینی می کرد، می فهمد: اگر من این را دارم، در این لحظه فکر می کنم که چه فکر می کنم یا فکر می کنم در جایی که هستم فکر می کنم ، به خاطر تفکر. احساس می کنم که احساس می کنم احساس می کنم یا احساس می کنم احساس می کنم در جایی که هستم احساس می کنم. چه کسی از من برای تفکر و احساس استفاده می کند و در میان افراد بی حد و حصر که در میان من زندگی می کنند، چه کسی هستم، چه کسی ... آنچه که افکار و احساسات را من به اشتراک نمی گذارم زیرا آنها تنها من هستند. چه کسی هستم که دیگران نیستند یا نه بوده اند و نخواهند آمد. @ مغز من پس از خواندن چشمان من را متوقف کرد و پرسید که چه خبر است. او پرسید که آیا او مانند آن است که در این لحظه فکر می کند که چه فکر می کنم یا فکر می کنم در فکر من هستم، به خاطر اینکه فکر می کنم، احساس می کنم احساس می کنم یا احساس می کنم که هستم احساس در جایی که من هستم، به دلیل احساس، که از من برای تفکر و احساس استفاده می کند و در میان افراد بی حد و حصر که در میان من زندگی می کنند، چه کسی هستم، چه کسی ... چه عواطف و احساسات آنهایی هستند که من انجام می دهم نه به اشتراک گذاشتن، زیرا آنها تنها من هستند، که من هستم که دیگران نه، نه شده اند و نه می آیند. بله، اما منظورش چیست؟ ما نمیدانیم، مغز شما اینجاست، شما میخواهید ما دوباره آن را بخوانیم. بله، لطفا دوباره آن را بخوانید زیرا من کور هستم. ممکن است بپرسید، چه سبک است، گفتگو بدون علامت نقل قول، تبادل نظر به جملات و سوالات پایان دادن به یک دوره ساده است. خوب، این سبک یزلیتیو ساراماگوس، حداقل در این کتاب. اگر شما آن را دوست ندارید، پس کتاب را بخوانید. پس از همه، سنور ساراماگو، خداوند روح خود را برکت دهد، گفت شما انتظار ندارید همه چیز را بخوانید - یک مرد باید به طور گسترده ای بخواند، کمی از همه چیز یا هر چیزی که می تواند بگذرد، اما با توجه به کمبود زندگی و مشغله های دنیا، نه بیش از حد باید از او تقاضا شود. @ همانطور که امیر دوستم می گوید، کتاب های بیشماری وجود دارد، اما زمان کمی وجود دارد (قبل از اینکه ازدواج کند، زنان بسیار زیادی شکایت داشتند). ما می دانیم که چه کتابی است، ما لیست هایی از آنها هستیم، اما زمان است. Joselito Saramago، برنده جایزه نوبل، به آن پاسخ می دهد:Time به عنوان یک موج انعطاف پذیر، آن را یک حوزه شیشه ای مذاب است که در آن سطح بی شمار می بیند، چشم ها را جذب می کنند و در آن توجه می کنند، در حالی که درخشان هسته قرمز و ناراحت کننده است. روزها و شب ها در گرمای سرکوبگر یکدیگر را به یکدیگر پیوند می دهند که هر دو از آسمان فرود می آیند و از زمین می آیند. سپس، برای روشن شدن همه چیز، شخصیت اصلی او، ریکاردو رییس، شعر می نویسد: \"در یک درهم آمیخته و نامشخص، امواج تا روزهای خود را مد نظر قرار دهید و اگر خود را به عنوان یکی دیگر از سکوت می بینید، @ او گفت که از مغز من پرسید. چشمانم، پس از آن غوطه ور شدم، گفتم، ما خواندن، ساکت باشیم.

مشاهده لینک اصلی
آن هرگز آسان برای من بگویید که چه ساراماگو قادر به من می دهد و به من است اما این بار من سعی کنید به عبور از مرز از احساسات و عقلانی تر که ممکن است به بحث در مورد این کتاب است. @ اینجا جایی است که دریا به پایان رسید و زمین در انتظار @ داستان ریکاردو ریس، یکی از heteronyms که در پشت آن که این رقم از فرناندو پسوآ می گوید. ساراماگو معرفی این رقم از ریکاردو ریس ارائه یک دکتر شاعر است که به مدت 16 سال در برزیل زندگی می کردند، و می آید که پایین در سواحل پرتغال dallHighland تیپ، کشتی است که او را به خانه می برد. شکل از گوشت و احساسات، افکار، احساسات، عشق، که فراتر از مرزهای زمان را به تاریخ در mito.E در حالی که جهان همچنان به رول (نگاه کنید به جنگ داخلی اسپانیا)، ریکاردو ریس با نام مستعار فرناندو پسوآ فانوس دریایی که روشن نه تنها پرتغال، بلکه کل جهان است.

مشاهده لینک اصلی
30 نوامبر 1935 درگذشت در همان روز، پنج تن از بهترین نویسندگان پرتغالی. با ناپدید شدن فرناندو پسوآ در واقع نه تنها از دست رفته چهره او، بلکه که از چهار @ heteronyms @ یا چهار نام هنر خود را، یک جایگزین برای پسوآ utilizzò خود را به ثبت نام در برخی از آثار ادبی خود: شما آلوارو د کامپوس، آلبرتو Caeiro، برناردو سوارس و ریکاردو Reis.à این دومی دقیقا پنجاه سال پس از آن را با خوزه ساراماگو، ©Lanno برای مرگ ریکاردو ریس @ گرفته شده است: نویسنده پرتغالی پردازد ادای احترام به معروف ترین نویسنده از کشور خود ساخت شخصیت از رمان که heteronym خود، ریکاردو ریس، پرتغالی به برزیل مهاجرت کرد و به نمایندگی از طرف کلاسیک ادبیات غرب. در تاریخ ساراماگو سارا او را در میان heteronyms منحصر به فرد یک تاریخ از مرگ نیست، به بازگشت به لیسبون allindomani از ناپدید شدن پسوآ. در اروپا در حال حاضر نزدیک به جنگ جهانی دوم، به آرامی آن را به تلاش برای از سرگیری عادی در زندگی که در حال حاضر او فکر می کرد پشت سر گذاشته بود، رانندگی ماه گذشته خود را از زندگی در جلسات با روح Pessoa و حوادث خوبی زمینی بیشتری، مانند عشق بین خدمتکار فقیر و یک دختر بیمار بسیار کوچک تقسیم شده است. A به احاطه جنگ هر چند، و پافشاری بیشتری است، به طوری که آن را در فصلهای پایانی صحنه از، رها heteronym ما یک کتاب به طور فزاینده marginale.Il فضای ساراماگو است، در واقع، ادای احترام به پسوآ، و به همین ترتیب باید مورد توجه قرار گیرد. پسوآ برای کسانی که آشنا،Lanno از ریکاردو ریس @ مرگ به نوبه خود از یک کتاب تقریبا هضم و غیر قابل درک. کندی روایت و سبک به نظر می رسد anchessi دنبال در کتاب خاصی از پسوآ:Lanno مرگ یک کتاب ... @ @ @ عمدتا به غور و تعمق، با انحرافاتی مختلف فلسفی و ادبی، و هیچ داستان فوتی و فوری که ممکن است کسی انتظار است. حتی پایان طولانی، که در آن قهرمانان تغییرات در صحنه بعدی اروپا پس از ورود فاشیسم هستند، گزارش AllOpera Pessoa و به عنوان نویسنده، ناپدید شد چهار سال قبل از شروع جنگ، او را با آثار ادبی خود را ترک کرد. ساراماگو متاسفانه می تواند فشار از هدیه مثل این را تحمل نمی کند: برخی از تصاویر در این کتاب باقی می ماند به شدت در پخش حک، اما آن را آسان می کند، حداقل برای من، آن همه زیر را بخوانید نیست، به دلیل سنگینی قطعات خاص و برای یک طرح که اغلب بی حرکت به نظر می رسد، قادر به تکامل با شخصیت. سه و نیم ستاره، اما چهار تواند تبدیل به یک خواندن با وجدان تر است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب سال مرگ ریکاردو ریش


#داستان ماجرایی - #جایزه نوبل ادبیات - #داستان عاشقانه - #ادبیات داستانی - #داستان فلسفی - #ادبیات معاصر - #دهه 1980 میلادی - #ادبیات پرتغال - #انتشارات هاشمی - #ژوزه ساراماگو - #عباس پژمان
#انتشارات هاشمی - #ژوزه ساراماگو - #عباس پژمان
کتاب های مرتبط با - کتاب سال مرگ ریکاردو ریش


 کتاب تاریخ محاصره لیسبون
 کتاب نقاشی
 کتاب کوری
 کتاب سال مرگ ریکاردو ریش
 کتاب همزاد
 کتاب در ستایش مرگ